هوا
هوا
هوا
تو را نمي شود
نفس نکشم، چون
به محض اين که تو را نفس
نکشم، ريه هايم پر از سموم
کشنده مي شوند.
به به! چه حياط پر از تنفسي! چه قدر بهشت
تو، درخت و بلبل دارد! چه قدر فواره هاي بلند!
چه صدايي که ممزوج چه چه پرنده و قهقه مستانه
قطره هاي آب و نفس نفس فرشتگان است!
بيايم داخل؟ اجازه هست؟
با اين حياط، آن اتاق را هم که طلب کرده بودم در
سراي ات، نمي خواهم. اين جا شيرين تر است. عسل
مي چشم از رود شيرين چشم هايت. شايد اصلا نيايم
داخل. بگذار آن شال امانت را به يکي از خادم ها بدهم،
بيايم بنشينم کنارت. هواي من! سخت نفس ام، تنگ
بوييدن ات است...
منبع: مجله ي خيمه شماره 37
نفس نکشم، چون
به محض اين که تو را نفس
نکشم، ريه هايم پر از سموم
کشنده مي شوند.
به به! چه حياط پر از تنفسي! چه قدر بهشت
تو، درخت و بلبل دارد! چه قدر فواره هاي بلند!
چه صدايي که ممزوج چه چه پرنده و قهقه مستانه
قطره هاي آب و نفس نفس فرشتگان است!
بيايم داخل؟ اجازه هست؟
با اين حياط، آن اتاق را هم که طلب کرده بودم در
سراي ات، نمي خواهم. اين جا شيرين تر است. عسل
مي چشم از رود شيرين چشم هايت. شايد اصلا نيايم
داخل. بگذار آن شال امانت را به يکي از خادم ها بدهم،
بيايم بنشينم کنارت. هواي من! سخت نفس ام، تنگ
بوييدن ات است...
/خ
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}